ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

یه بعداز ظهر خوب کنار دریا

1390/10/15 21:40
نویسنده : مامانی
894 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزای دلم:بالاخره بعد از مدتها توی روز رفتیم بیرون!niniweblog.comچون روزها کوتاه شده و بابا تا میاد دیگه هوا تاریکه،یه هفته ست برای پنجشنبه و جمعه برنامه ریزی کردیم که البته فردا هم برای بابا کار پیش اومد و باید بره جلسه.niniweblog.comمدتها بود که دلم میخاست برم و روبروی دریا بشینم و زل بزنم به اون بیکرانها.هوا آفتابی بود و باد سردی میوزید،ثمین کیف میکرد ولی بدلیل سرما با بابا رضا رفتن تو ماشین.من و ثنا کنار ساحل با هم قدم زدیم.ثنا هم کیف میکردniniweblog.com.دم غروب که دیگه خیلی سردمون شد تو ماشین نشستیم و تاریک شدن هوا و تغییر رنگ ابرها رو با هم تماشا کردیم.بعد هم رفتیم باغ پرندگان و ثنا کلی بازی کرد و ثمین هم از ته دل ذوقِ ثنا رو میکرد.این ثمین خانوم وقتی که راه بیفته دیگه از پسش برنمیایم چون همین حالا هم هی میخاست بره و با بچه ها بازی کنه!niniweblog.com

اینم یه عکس هنری از یه پرنده به نام عروس هلندی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (19)

مامان اسراواسما
15 دی 90 22:03
سلااااااااااااااام !همیشه به گردش وتفریح


مرسی خانومی
مامان آریان جون
15 دی 90 23:01
همیشه به تفریح.روی گل دخترای نازتو ببوس مامانی


ممنون.باشه
مامان زینب
16 دی 90 0:06
خوش بحالتون یعنی اونجا اونقدر هوا خوبه؟؟؟؟؟
منم میخوااااااااااااااااام


هی میگم بیا بوشهر.کافیه اراده کنی

مامان حنا
16 دی 90 1:34
سلام خانومی همیشه به گردش وتفریح باشید وتنتون سالمو ولبتون خندون باشه
ماشالله چه دختر خوشتیپیه ثنا جون ثمینم که عزیز دلمه خدا حفظشون کنه راستی خانومی الان کجا زندگی می کنید اگه فضولی حساب نکنی
از روی ماه دخترات ببوس


عزیزم ما الان بوشهریم
مامان ریحانا
16 دی 90 2:03
سلام همیشه به گردش و بخصوص کنار دریا
می کشمت فقط خواستی دل منو آب کنی آخه بی انصاف منم دلم دریا میخواد گریههههههه
عکسا خیلی ناز بودن
راستی بابا خوشتیپ



ادما همیشه قدر چیزائی رو که دارن نمیدونن.خب منم دلم برف موخاد دیکهههههههه
مامان علیا
17 دی 90 0:05
سلام عزیزم همیشه به شادی تفریح
جای ما را هم پرکنید.
ما که دلمون میتپه واسه بوشهر


حتما
خاله جون
17 دی 90 0:25
سلام گلم
خدا نگهدار ثنا وثمین جون باشه
عکس سومی ثنا جون خییییییییییییییلی قشنگه.
حالا کجای بوشهره_شما که فقط دلم مارااب کنید.
شنبه قراربود بیام بوشهر حتی چمدونمم جمع کردم.که از شرکت همسری تماس گرفتن نتونستیم بیایم.
همسرم که از من بیشتر دلش گرفت.عاااااااااااااشق بوشهره.
وقتی وسایلامو از چمدون درمی اوردم به خودم می خندیدم
خدایش حالگیری بود

ساحلی نزدیک بهمنیه.آخی چه حالی گرفته میشه از آدم.منم یه بار برام پیش اومده
انشااله هر وقت اومدی خبرم کن

مامان طهورا
17 دی 90 3:08
فقط به مامان زینب می گی بیاد اونجا؟منو دعوت نمیکنی؟
در ضمن دلمان از آن ویفرهای دست گل دخترت خواست


اختیار داری.این چه حرفیه عزیزم.چون میدونم مامان زینب راهش دوره و عمرا پاشه بیاد بوشهر تعارفش موکونمشما نگفتی اهل کجائی آخه که ببینم میشه تعارفت کرد یا نه:؟
محض خنده بیدااااااااااوالا قدمتون سر چشم مان
بعدشم الان این ویار بعد از زایمان بید:؟
مريم مامان آريا
17 دی 90 8:06
به به مي دونم كه خيلي مي چسبه روز جمعه نزديك غروب ، اخراي زور آفتاب، هواي خنك و پاك
ما هم هر وقت مي ريم بيرون شبه
ولي جمعه ظهر ساعت 3 ماشين شارژي آريا رو ورداشتيم رفتيم پارك شغاب و آريا حسابي كيف كرد
ما هم دفعه دگه مي ريم لب دريا


ایشااله همیشه خوش باشید
نقاشي
17 دی 90 11:22
سلام مامان ثنا و ثمين نقاشي دخترم تقريبا تمام شدش ايميلتونو بنويسيد تا ارسال كنم


سلام.به روی چشم
مامان سارا
17 دی 90 13:18
سلام خوبي؟
وروجكهات خوبن؟
عزيزم چه عكس خوشكلي گذاشتي
واقعا چقدر ميچسبه تفريح آخر هفته


سلام خانومی.ممنونم.خوبن.خدا رو شکر.آره خیلی چسبید
خانومی یه موقع فکر نکنی فراموشت کردماااااااا
هر روز به شما و ننه ی زینب و ننه ی طهورا و ننه ی پرهام سر میزنم به خدا ولی بلاگفا یاری نمیکنه و کد نمیده
مامان زینب
17 دی 90 20:45
کوش نظر من؟


مامان زینب
17 دی 90 20:47
دیدم نظرمو
نیگا کن مامان ثمین ثنااااااااااااااااااااا
الان تعداد بوشهریهامون بیشتر شدنااااا یعنی چی؟؟؟یعنی میارزه پاشیم بیام اونوراااا
یعنی چییییییی؟؟؟؟خلاصه فک نکن چون دوریم نمیام...
الان وبلاگ مامان سارا بودم دیدم اونم رفته کنار دریا کلی حسودی کردم دلم خواست همین الان چادر سرم کنم و دل بزنم به دریا و بیام دلمو بزنم به دریا

این الان چی بید؟تهدید بید؟خوبه میدونستم وقتی ببینی برای مامان طهورا چی نوشتم غیرتی میشی.پس خوب شناختمت
ما که بالاخره یه وقتی ،یه سالی،یه قرنی میایم مشهد پس چادرتو سرت کن و بیاو دلت رو هم بزن به دریا تا شرجیها شروع نشده

مامان حنا
17 دی 90 22:45
سلام خانومی آپم دوست داشتی بیا


آمدیماااا
مامان پریاگلی
18 دی 90 0:26
برایت از طلا تختی
مسیری رو به خوشبختـــــــــــــــــــــــی
برایت عمر نوحی را
وقار همچو کوهی را
برایت صبر ایوبی
حیاتی مملو از خوبی
رایت شاد بودن را
فقط آزاد بودن را
رفاقت را
صداقت را
محبت را دعا کردم

متشکرم

مام پارسا
21 دی 90 1:59
وای وای وای
من عاشق جنوبم.در ضمن خودم شمالی هستم ولی فک نکن راهم دوره و نمی تونم بیام.
تا حالا سه باااااااااااااااااااار اومدم جنوب و حتی یک شب هم مهمون یک خانواده خیلی خونگرم و مهمون نواز (مثل همه جنوبی ها)تو "اهرم" بودیم .خیلی هم بهمون چسبید.یه وقت دیدی باز اومدیما.
راستی من هم ساری منتظرتون هستم.هر موقع اومدید خبرم کن.


سلام خانومی.قدمتون رو چشم.اتفاقا ما هم آشنا داریم تو ساری.یه وقت دیدی ما هم اومدیم ممنونم
مام پارسا
21 دی 90 2:07
این مال ثنا جونم
تیریپت تیریپت تیریپت منو کشته


ممنونم
مریم -----------♥
21 دی 90 9:18
دل ما که اب شد از اپ شما اخه
پسرای بندرم که غش کردن از خوشگلی و تیپ ثنا جون



ممنونمحالا با دل پسرای بندر چیکار کنیم؟
عمه نرگس
4 بهمن 90 23:09
خوش تیپ عمه